Aras BulutAras Bulut İynemlicukurDilan Çiçek DenizErkan Kolçak KöstendilÖner ErkanRıza KocaoğluThe Pitآراس بولوت اینملیآهنگارکان کلچاک کستندیلاونر ارکانبازیگربازیگرانبازیگران سریالپاورقی (ری‌کپ)ترکیچالچقرچکورچوقورچوکورخوانندهدانلود سریال گودالدوبلهدیلان چیچک دنیزریضا کجااوغلوزبان اصلیسریالسریال چالسریال چکورسریال کارادایسریال کاراداییسریال گودالسریال گودال قسمت 78سناکچاوالیگودالمعرفیموزیکنفوذییاماچ

سریال گودال قسمت 78


سریال گودال قسمت 78

سریال گودال قسمت 78 دوبله فارسی
سریال گودال قسمت 24 زبان اصلی با زیرنویس چسبیده
ما هم حق داریم خوشبخت بشیم، مگه نه؟

سنا به خانه امراه می رود و از او می پرسد به یاماچ چه گفته است. امراه می گوید خودش پرسیده چرا سنا را نجات داده و او گفته که سنا خواهرش است. امراه می پرسد: «نباید می گفتم؟» سنا می گوید: «نه. من خواهرت نیستم. برادرا و خواهرا به هم کمک می کنن. کنار همن. تو توی زندگیت یه بار کنار من بودی؟ نه. به جاش عذابم دادی.»

مادر جلاسون تصمیم گرفته در نبود سلطان و به هم خوردن اوضاع در خانه ادریس برای کمک برود. برادران کوچک جلاسون برای اینکه تنها نباشد می روند تا با او بازی کنند و خدیجه برای پختن غذا به آشپزخانه می رود. آکشین به جلاسون می گوید: «دروغ چرا؟ وقتی دم در دیدمت ترسیدم. این آخرا شبیه کسایی بودی که دختر می دزدن. خودت بهتر می دونی.» جلاسون می گوید: «همه چی رو بهت می گم. یه کم بهم فرصت بده تا خودم هم عادت کنم.» آکشین می گوید: «منو بخشیدی؟» جلاسون می گوید: «کاراجا باید ببخشه. تو خودت رو بخشیدی؟» آکشین آهی می کشد و می گوید: «هر کاری کردم از دوست داشتن بود.» خدیجه هم برای ندرت سوپ می برد.

برای ادامه کلیک کنید


l

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن